![]() |
![]() |
|
|
نواندیشی ومسئله حجاب آیا رعایت حجاب در سرزمین های اسلامی باید الزامی باشد؟ آیا حجاب از احکام عبادی ومسائل فردی است یا از احکام اجتماعی دین که حکومت اسلامی می تواند بر حدود واجرای آن با تصویب قوانین لازم ،نظارت داشته باشد؟ همه ادیان ازجمله دین مقدس اسلام به اصلاحات اجتماعی تاکید و توجه داشته اند. هیچ یک از ادیان الهی محدود به احکام عبادی وشعائر مذهبی فردی نبود ه اند. چرا که دین هدفش را نجات وسعادت بشر می داند وانسان نیز موجودی اجتماعی است. سرنوشت وسعادت او با سرنوشت جامعه گره خورده است. یکی از مهمترین دلایل مقاومت طاغوتها ی مختلف در برابر پیامبران وهمه مصلحان اجتماعی نیز همین ویژگی اجتماعی دین ومسئولیت اجتماعی آنها بوده است . انسانها چون سرنشینان یک کشتی اند که هر کس نمی تواند بر اساس هوای نفس وتمسک به آزادی فردی جای خود را در کشتی اجتماع سوراخ کند یا خود را به دره تباهی ها ساقط کند ودیگران تنها تماشاگر این نابودی باشند .تشخیص حدود آزادی وتعیین مرز میان مسئولیت های فردی واجتماعی با قانون است ودر حکومت اسلامی نیز قانونگذاران با توجه به موازین دینی وفرهنگ وعرف اجتماعی درباره حدود آزادی های فردی ومصالح اجتماعی تصمیم گیری می کنند بدیهی است که اقلیت وحتی عامه مردم باید حاکمیت قانون را برخود بپذیرند واگر انتقادی دارند با روش های منطقی وعلمی وادله حقوقی طرح های پیشنهادی خود را مطرح یا مخالفت خود را برای تغییر واصلاحات لازم ابراز نمایند. انتقادهای درون نظام که با پذیرفتن مرجعیت قانون اساسی کشوروقبول حکومت اسلامی است نسبت به نقدهای برون نظام موضع جداگانه ای داشته وپاسخ های متفاوتی را نیز انتظار دارد.مسائل مربوط به حقوق زنان از جمله مسائلی است که نگاههای متفاوتی درباره آن وجود دارد و از آنجا که نگاه نواندیشان از منظر درون دینی است اصل وجوب حجاب وفواید فردی واجتماعی آن مورد تایید نواندیشان و همه مسمانان است. اگرحجاب مانند نماز وروزه وسایر احکام عبادی جنبه فردی وخصوصی داشت آنگاه دخالت حکومت اسلامی به اجبار شهروندان وجنبه قانونی دادن به رعایت حجاب بی مورد به نظر می آمد ولی از آنجا که حجاب طرحی برای حضور سالم وفعالتر وتامین امنیت روانی واجتماعی زنان در عرصه های اجتماعی است نمی تواند امری خصوصی وفردی تلقی شود. فلسفه حجاب تامین سلامت فضای اجتماعی از نگاه های غیر اخلاقی وجلوگیری از تحریکات جنسی است ودر استحکام بنیان خانواده وتامین آرامش روحی همه افراد خانواده واجتماع نقش مهمی دارد همچنین با ایجاد فضای امن اجتماعی در تعامل با مردان ورقابت با آنان در عرصه های مختلف موجب شکوفایی استعدادهای انسانی زنان وپیشرفت های فراوان در زمینه های گوناگون خواهد بود. حقوق برابر برای زنان تنها در اجتماعی محقق می شود که نگاه به زن نگاهی فراجنسیتی وانسانی باشد پوشش بیشترزن در اجتماع وفاصله جسم او از مردان وکلا پوشش بشر،نوعی خلاقیت انسان در مقایسه با حیوانات وابتکارودستاورد تمدن انسانی برای تمایز بیشتر از سایر موجودات است. بعلاوه در مورد زن نوعی تقدس وحرمت او را به مردان یادآور می شود گویی معشوق ومعبود وزن همه در یک مجموعه ودر یک حرمند که نباید در دسترس همگان ودر منظرهر نگاهی باشند.بعلاوه از جنبه های مادی نیز این فایده وکارکرد را دارد که با نادیده گرفتن جاذبه های جنسی درعرصه اجتماع این مسائل در جای اصلی خود در کانون خانواده ودر حفظ خلوت های عاشقانه جلوه ورونق دیگری خواهد داشت.وشعله احساس وعاطفه به جای آتش سوزنده شهوت وغریزه جنسی در قلبها عشق توام با آرامش واطمینان را می نشاند. اگر درشرق همواره نگاهی از سر ضعف وترحم ومالکیت به زنان آنها را به حاشیه وانزوا می کشاند در غرب نیز زنان از نگاههای آلوده به شهوت مردان در جامعه نسبت به خود وسستی بنیان خانواده رنج برده اند.حجاب زنان علاوه بر آنکه نابرابری طبیعی،جنسی وبیولوزژیک را پوشش می دهد وجبران می کند یک حریم اخلاقی ویک دور باش محکم فمنیستی نسبت به همه مردان ونگاه های آلوده است وبیش از آنکه باعث محدودیت ومانع دست وپاگیری در فعالیت زنان باشد باعث محدودیت تمتع مردان است ومنافع بی شماری برای زن ، خانواده واجتماع به همراه دارد وزن قادر است با پوشش زیبایی ها وجسم خود داشته های انسانی ومعنوی واستعدادهای واقعی وکمالات روحی خود رابیشتر مطرح نماید وخود را با هویت انسانیش معرفی کند نه با جاذبه های جنسی وظاهر جسمانی. به این ترتیب به برابری واقعی یعنی برابری در نگاه اجتماع نسبت به خود نزدیکتر شده به خواسته های انسانی ومطالبات حقوقی خود نیز آسانتر خواهد رسید.اما تفاوت نواندیشان با نگاه سنتی در نحوه اجرای قانون حجاب است اجبار به حجاب در جامعه نباید به صورت قهری توام با توهین ومجازات باشد این روش بیشتر باعث لجبازی وگریز جوانان از فرهنگ عفاف خواهد شد.در گام اول باید ارزش حجاب واهمیت و منافع آن به کمک رسانه ها مخصوصا باسرمایه گذاریهای فرهنگی روی تولیدات پر محتوا تبلیغ شود ودرباره لزوم حجاب یا چگونگی آن تنها به موعظه وسخنرانی اندیشمندان مسلمان اکتفا نشود بلکه در این مسیر بحث های عمیق فلسفی واجتماعی با حضور فیلسوفان ، جامعه شناسان وروانشناسان اجتماعی از طیف های گوناگون فکری وسیاسی حتی از اندیشمندان فمنیست داخل وخارج کشور در میزگردهایی علمی لازم است تا منافع این گفتگوها عاید جهانیان شود.درگام بعدی به افرادی که حجاب وشئونات اسلامی را به طور داوطلبانه رعایت می کنند در مقابل دیگران امتیازات اجتماعی بیشتری داده شود مثلا در دادن جواز کارهای اقتصادی وخدماتی داشتن نوع کاملی از حجاب شرط باشد ودر مرحله آخر ممنوعیت ومحرومیت افرادی که حداقل حجاب قانونی را زیر پا می گذارند در بخشی ازخدمات اجتماعی وحقوق شهروندی مثلا کارمندان ادارات یا افرادی که در اماکن اجتماعی حاضر می شوند موظف به رعایت حد اقل حجاب اسلامی باشند .تعیین حداقل حجاب بانظر کارشناسان دینی واجتماعی باید به گونه ای باشد که امکان استفاده از وسایل نقلیه ارزان مانند موتور ودوچرخه برای طبقه کم درآمد زنان ممکن باشد . درچگونگی رنگها و انتخاب مدلهای لباس بانوان به شرط رعایت حد واجب پوشش به سلیقه های گوناگون توجه شود وهمچنین استفاده از طرح های گوناگون لباس به غیر ازمانتو و لباس های محلی وامکان استفاده از فضاهای باز تفریحی امن، برای دویدن و بازی دختران با لباس راحت ممکن باشد. با وجود این آزادیها باید ازخودنمایی با آرایشهای افراطی در اماکن عمومی با ارشاد کارشناسان آموزش دیده ممانعت شود. اما نسبت به خارجیان واقلیتهای غیر مسلمان باید سختگیریها کمتر شود تا آنها بتوانند با لباسهایی متفاوت از مسلمانان ظاهر شوند همانطور که در صدر اسلام نیز برای کنیزان حدود حجاب اجباری کمتر بوده است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 16:53 توسط Esamat HME |
|
|
3- نظر نواندیشان اسلامی درباره احکام حقوقی احکام حقوقی در جامعه برخلاف احکام عبادی بر مبنای اهداف اصلی قانونگذار که ایجاد نظم وعدالت اجتماعی است و بر اساس شرایط اجتماعی جدید قابل تغییرند مثلا گرچه تعدد زوجات به تعداد محدود مشروع است ولی قانونگذار باید با بررسی شرایط افراد ازنظر عدالت و نیازهای آنها این حق را برای آنها جایز یا ممنوع نماید یا شرط جنسیت را از اعتبار شهادت وقضاوت به شرایط جدیدی تغییر دهد که امکان تشخیص صلاحیت وآگاهی افراد را بهتر نشان می دهد بازنگری در منابع اسلامی دقت در چگونگی استنباط احکام ونگاه جامع به منابع دینی با توجه به سیره عملی پیشوایان دین دستاوردهای جدیدی به ارمغان دارد که نتیجه اجتهاد وتوجه به مقتضیات زمان ومکان است بدیهی است در اولین تجربه حکومتی فقهای شیعه مسائل نوظهوری مطرح شده که تاکنون سابقه نداشته ازجمله مسائل حقوقی مربوط به زنان که نیاز به کارشناسی اجتماعی بیشتری دارد تا شائبه ظلم یا فراهم شدن زمینه و مقدمات آن در عقول جمعی واحساسات عمومی نسبت به پاره ای احکام وقوانین راجع به زنان رفع شود.هرچند عموم جامعه با بسیاری ازمسائل حقوقی مواجه یا درگیر نباشند یا به جهت اطمینان به علما وشیرینی های دیگردین تلخی های ناشی از خشکی وخشونت برخی احکام را به جان بخرند اما رفع مسئولیت از فقها ومجتهدان نخواهد بود تا با توجیهات عقلانی قویتر عقلانیت وعدالت را درباره کلیه احکام دین اثبات نموده وعقول جمعی واحساسات همگانی را با دلایل محکم اقناع نمایند چرا که عامه مردم بنا بر سرشت انسانی وفطرت الهی خود همواره به دنبال نفسانیات وخودخواهی های لذت طلبانه وفرار ازمسئولیت های اجتماعی ونفی عدالت نیستند وآگاهی بیشتر گرایش انسانها را به مصالح آنها تقویت می کند اینکه افراد بیسواد ونا آگاه مقلدانه ازنظرات علما تبعیت کنند ولی علمای دینی قادر به اقناع افراد روشنفکر ونسل جوان نباشند نشانه کوتاهی و نقص کار آنهاست کمااینکه در نسل انقلاب شاهد گرایش عمیق وآگاهانه قشر تحصیل کرده وجوان نسبت به دین ودینداران مبارزوروشنگری های حضرت امام خمینی ومعدود شاگردان متمایزش بودیم وتحول گسترده ای را در کل جامعه شاهد بودیم اما متاسفانه بعد از انقلاب ورحلت امام علیرغم تشنگی دنیای اسلام به ادامه راه امام رکودی که در حوزه های علمیه حاکم شده باعث نا امیدی جوانان، روشنفکران وجامعه زنان گشته گویی قشری که باید پشتیبان دستاوردهای انقلابی مردم و پیشتاز حرکت های شجاعانه وتحولات اجتماعی باشد خود در حسرت مقتدایی است که آن را با فشارواقتداربه جلو براند تا راه اجتهاد پویا را با وسواس وتردید وبه کندی بپیماید.قوانین هر جامعه آینه ای از شعوراجتماعی وفرهنگ آن قوم است لذا اذهان بشریت هم به رفتارهای اجتماعی رایج در بین مردم وهم به قوانین حاکم برآنها نظر دارد ودر مجموع این ابعاد فرهنگ ملل را تشکیل می دهند . قانون نباید پایینتر ازفرهنگ عمومی یا تابع عرف های غلط اجتماعی وعقبتر ازاخلاق جامعه باشد بلکه انتظار می رود قانون همیشه مدافع عدالت،نظم وعقلانیت وحقوق افراد ضعیف تر باشد.طبیعی است که دیانت ومذهب با احکام حقوقی خود در پی ایجاد این اصول انسانی است وعبودیت وبندگی حق وبدنبال آن سعادت بشر نیز در راستای این اهداف بوده وبا آنها تعارضی ندارد .البته این احتمال وجود دارد که گاه نفسانیات عده قلیلی باصورت عقلانی ودستاویز حق وآزادی میدان داری نموده وبا تبلیغات دروغین عقول واحساسات دیگران را بازیچه خود نماید ولی با این فرض واحتمال مخاطره نیز توجه به تشخیص عمومی یا مصلحت عقلای جامعه که منتخبین مورد اعتماد مردم هستند برای اداره امور مردم ضروری است چرا که شیوه حکومت پیامبران هرگزجابرانه ومستبدانه نبوده واز آنجا که روح دین داری با عقلانیت وعدالت سازگار است هرجا که تعارضی بین جزئیات احکام دینی با اصول ثابت دینی احساس شود مصلحت در حفظ اصول بنیادی دین وتغییر موقت احکام فرعی است که تشخیص آن نیز بعهده کارشناسان دینی آگاه به مقتضیات زمان ومکان است توجه به نگرش جامعه بین الملل به نوع رفتار اجتماعی مردم نیز حائز اهمیت است همچنانکه در صدر اسلام وقتی کافران مومنان را به خاطر استفاده از لفظ راعنا مورد تمسخر قراردادند خداوند از مومنان خواست که دیگر راعنا نگویند وبه جای آن کلمه که بوی اهانت می داد از کلمه انظرنا استفاده کنند تا دستاویز اهانت وانتقاد کافران قرار نگیرند :یا ایهاالذین آمنوا لا تقولوا راعنا وقولوا انظرنا ... 104 بقره فلسفه ذکر برخی احکام حقوقی مشخص در قران وروایات که امروزه فاقد کاربرد اجتماعی است مانند احکام برده داری ناظر به نیاز اجتماعی دوران اولیه پیدایش اسلام بوده ودر جهت زمینه سازی و آشنایی جامعه با مواد اولیه وروش قانونگذاری با توجه به نیازها وزمینه های اجتماعی در شرایطی است که تمدن بشری در آغاز راه خود نیاز به چنین هدایت دقیقی داشته است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 14:35 توسط Esamat HME |
|
|
2- خانواده واهمیت آن در نگاه نواندیشان اسلامی در نظر نواندیشان اسلامی خانواده اولین ومهمترین واحد اجتماعی است وزن بعنوان مادر در خانواده نقش محوری وجایگاه ویژه ای دارد وبه دلبل وظایف سنگین ومستمر در ایفای نقش های خانگی نیاز به حمایت اقتصادی وتوجهات ویژه از سوی همسر وجامعه احساس می شود . با آنکه اولویت نقش مادری نسبت به نقش های دیگرزنان انکار ناپذیر است ولی در خانواده نقش پدری مردان نیز نباید در حاشیه قرار گیرد بعلاوه حمایت از نقش مادری باید به صورت واقعی واثباتی باشد نه به شکل اجبار ومحددیت در مورد نقش های دیگر زنان . این حمایتها می تواند با توزیع عادلانه درآمد خانواده یا اختصاص درآمد ویژه ای برای دوران بارداری وشیردهی مادران توسط دولت یا اختصاص حقوق ماهیانه برای زنان خانه دار باشد. در شرایطی که امکان حمایت اقتصادی از زنان سرپرست خانوار ونیز خانواده های نیازمند وجود ندارد ایجاد شرایط برابر برای اشتغال زنان لازم است همچنین امکان استفاده از مهد کودک های ارزان ومناسب برای تمام اقشار زنان بویژه زنان نیازمند ضروری است تا زنان کم درآمد ونیازمند جامعه نیز فرصت اشتغال وکسب درآمد داشته باشند .للرجال نصیب مما اکتسبوا وللنساء نصیب مما اکتسبن این آیه حق کسب وکار را برای زنان ومردان هر دو قائل است حق اشتغال وکسب درآمد اختصاص به مردان ندارد وحتی اولویت مردان در اشتغال نیز در اسلام مطرح نشده است واینکه مردان نیاز بیشتری به اشتغال دارند چون معمولا سرپرست خانواده اند اگر چه به ظاهر دلیلی منطقی است ولی یک نظریه اسلامی نیست با این حال باید نسبت به زنان نیازمند که قدرت رقابت با مردان را در شرایط نابرابر اجتماعی ندارند توجه وحمایت بیشتری صورت گیرد ونیزدر مورد خانواده هایی که به شدت به درآمد زن ومرد هردو نیازمندند. همانطور که می بینیم در بعضی خانواده ها حتی از روی ناچاری کودکان به کارهای سخت وکم در آمد تن می دهند.از آنجایی که مردان نسبت به زنان به طور طبیعی شرایط بهتری برای اشتغال دارند لذا حمایت مضاعف ازتوانمندان(مردان) آن هم با محروم کردن زنان نیازمند انصاف نیست وآن طور که عده ای ادعا می کنند حمایت از خانواده نیست چه بسا حمایت زنان نیازمند ومحروم نسبت به مردان متمکن با ایجاد فرصت های شغلی ،خانواده های بیشتری را از فقر ونابسامانی نجات دهد . گرچه گمان می رود بیشتر زنان به دلیل وابستگی به مردان نیاز به کسب در آمد چندانی ندارند ویا زنان مسئولیتی در تامین معاش خانواده ندارند ولی در واقعیت مشاهده می شود که اکثر زنان شاغل به دلیل نیاز واقعی ونه سرگرمی صرف به کار خود ادامه می دهند واکثر آنها در آمدشان را برای خانواده هزینه می کنند به فرض آنکه عده ای از زنان برای کار انگیزه های شخصی داشته باشند ونیاز مادی هم مطرح نباشد این موضوع چه اشکالی دارد؟ در حالیکه می بینیم مردان نیز از روی میزان نیازشان جذب بازار کار نمی شوند بلکه به دلیل علاقه ویا توانایی های خود گاه چندین شغل را با هم انجام می دهند. ریاست در خانواده ریاست مرد در خانواده که بینش دینی بر آن تاکید دارد، در نگاه نواندیشان مشکل ساز نیست گرچه ریاست ومدیریت در خانواده یک توانایی ذاتی است ولی به سبب سهولت روابط اجتماعی وتقسیم مسئولیتها وایجادنظم بیشتر، ریاست در هرنهادی از جمله خانواده ضروری است اما این مسئولیت بیشتر نباید باعث امتیاز بیشتر برای رئیس خانواده باشد یا زمینه ستم ومحدودیت های ناروا را بر اعضای خانواده به وجود آورد. تعیین حدود اختیارات رئیس خانواده وتاکید بر ریاست شورایی وآموزش آن در مسائل مختلف خانواده باعث استحکام اساسی بنیان خانواده وایجاد اطمینان وآرامش بیشترخواهد شد. ریاست مردان این حسن را دارد که خانواده حضور موثر مرد را در کنار خود بیشتر احساس کند واگر این مسئولیت از دوش مردان برداشته شود یا تقسیم شود این خطر وجود دارد که انگیزه مردان برای تشکیل خانواده وحفظ آن کمتر وحضورشان کمرنگتر شود در حالیکه در زنان انگیزه تعلق به خانواده واحساس وابستگی ها قویتراست وبه طور طبیعی زن علاقمند است زمان بیشتری را صرف کارهای خانگی ومصالح خانواده نماید . مهریه ونفقه درنظام حقوقی اسلام مسئولیت اقتصادی خانواده با مرد است از آنجا که زن به طور طبیعی وقت بیشتری را صرف خانواده می کند لذا با تامین نیازهای مالی اولیه از طرف همسرمی تواند با خاطری آسوده تر وبا رضایت درونی بیشتر به ایفای وظایف خانوادگی خود بپردازد. مهریه برای جبران خسارت احتمالی مادی است که ازدواج ومسئولیت های خانگی معمولا برای زن به همراه دارد ولی میزان آن باید با توانایی های واقعی مرد انطباق داشته باشد وهمانگونه که در سنت اسلامی مرسوم بوده در ابتدای تشکیل زندگی یا به محض ایجاد تمکن مالی بدون ایجادجبرودادخواست و با احترام ومحبت در اختیار زن قرار گیرد واین شیوه برای عموم از طریق رسانه های فرهنگی الگو سازی وتشویق شود نه آنکه مردان فقط در زمان جدایی به فکر پرداخت یا فرار ازمهریه بیفتند. البته راه دیگری هم وجود دارد اینکه زنان درصورت استطاعت مالی کافی و یا باشرط حقوق برابر در خانواده وشروط دیگر از ابتدا اعلان نمایند که ازمطالبه مهر صرفنظر می نمایند. دراندیشه دینی جدید با توجه به اخلاق عرفی وواقعیتهای اجتماعی زنان نیز در صورت نیاز خانواده به در آمد بیشتر باید در تامین معاش خانواده در حد توان خود همکاری کنند مثلادرشرایط ورشکستگی مالی همسر وشرایط بحرانی خانواده ، از زن انتظار می رود در صورت تمکن مالی وعدم عسر وحرج ، کانون خانواده را حفظ کند واز مطالبه نفقه درگذرد. تقسیم مسئولیت وهمکاری در خانواده زنان به دلیل ویژگی های طبیعی وروانی اغلب مسئولیت ها وکارهای خاصی را با علاقمندی انتخاب می کنند اما گاه براساس نیازهای خود و خانواده یا به دلیل توانایی های خاص خود یا محدودیت ها ونیازهای جامعه در زمینه های دیگر نیز به فعالیت می پردازند. زن ومرد می توانند برحسب شرایط خانواده وتوافق باهم ،مسئولیت های مشابه یا متفاوتی را قبول کنند مثلا اگر زن پا به پای مرد در تامین هزینه خانواده مشارکت دارد از مرد هم انتظارمی رود در ایفای مسئولیت های خانگی مانند نگهداری وتربیت فرزندان وامور داخل خانه با زن همکاری کند.تقسیم مسئولیت در خانواده برحسب علاقه شخصی ، توانایی وتوافق زن ومرد است وتعیین تکلیف برای همه خانواده ها از طرف دولت وترغیب الگوی سنتی درمورد کودکان برای پذیرش نقش های جنسیتی حتی اگر قائل به کارکرد مثبت این شیوه در همه اعصار وجوامع باشیم صبغه فرهنگی دارد نه دینی وبر حسب شرایط اجتماعی قابل تغییر است . طلاق گرچه در اسلام طلاق از مبغوض ترین حلالهاست اما به عنوان آخرین راه حل وبرای ایجاد امکان تجربه جدید وادامه زندگی آرام با فرد دیگر مشروع است . در قوانین حقوقی اسلام طلاق برای مرد آسانتر اما پر هزینه تر است. از آنجا که عوارض فروپاشی خانواده در شرایط کنونی بیشتر دامن گیر زنان وکودکان است لذا حق برابری در طلاق به شرط صرفنظر از حقوق خود نفع چندانی عاید زنان نمی کند ولی انتظار می رود در صورت شرایط دشوار وعسروحرج زن وخودداری همسر ازطلاق به منظور ستم به زن، حمایت قانونی لازم با کمترین هزینه واتلاف وقت برای رهایی زن صورت گیرد . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 13:25 توسط Esamat HME |
|
|
نظرات نواندیشان مذهبی(فمنیسم اسلامی) درمسائل گوناگون مربوط به زنان 1- نقش دین ومذهب دراستیفای حقوق زنان از آنجا که در اسلام انسان خلیفه خدا در زمین بوده مقام ومرتبه ویژه با مسئولیت های سنگین انسانی او را از همه موجودات حتی فرشتگان نیز ممتاز ساخته است حکمت الهی وعدالت ایجاب می کند زمینه رشد وپرورش همه استعدادهای انسانی در همه انسانها به طور برابر فراهم شود گرچه تفاوت های بین دوجنس در آفرینش قابل انکار نیست ولی این تفاوت ها در همه موجودات دیگر نیز وجود دارد بعلاوه دایره تفاوتهای دو جنس زن ومرد بسیار کمتر از دایره مشترکات انسانی آنهاست. قدرت طبیعی بیشتر در یک موجود دلیل برآن نیست که در حقوق وضعی وقراردادی نیز باید این برتری حفظ شود قانون در اجتماع برای تضمین برقراری عدالت ، نظم ویا تولید فایده بیشتر است.اگر موجودی به طور طبیعی توانایی بیشتری داشته باشد و قادر به رفع نیازهای خود باشد نیاز به حقوق بیشتروحمایت قانونی بیشتر ندارد ولی برای جلوگیری از تجاوز وسوء استفاده قدرتمندان دخالت قانونی به صلاح جامعه است اگرفردی مسئولیت بیشتری را براساس توانایی های ذاتی خود بعهده گرفته مستحق امتیازات بیشتر نیست مثلا اگر در یک خانواده هرعضوی به سهم خود کاری انجام می دهد وعضو بیمار یا ضعیفتری هم در آن خانواده وجود دارد که قادر به انجام مسئولیت های بیشتر یا مشارکت با دیگران نیست حق برخورداری وامتیازات یکسان را دارد مگر آنکه در همین خانواده فردی بیشتر یا کمتر از وظیفه خود تلاش کند لذا توزیع مسئولیت ها در جامعه باید بر اساس شایستگی ها وتوانمندی ها وتوزیع امتیازات براساس میزان نیازها باشد نه بر اساس جنسیت .البته در شرایطی که مقیاس های مناسب برای اندازه گیری وتشخیص استعدادهاوصلاحیت های افراد وجود نداشته باشد مقیاس سن وجنس ومقبولیت یا پذیرش عامه تا حدودی کارگشاست کما اینکه در گذشته امکانات دانش امروزی وجود نداشت ولی امروزه علاوه براین ، پذیرش اجتماعی نسبت به مشارکت های اجتماعی زنان نیز وجود دارد از آنجا که دین اسلام با عقلانیت ، عدالت ونیازهای طبیعی انسانها انطباق کامل دارد برداشت های ضد انسانی وغیر عقلانی وتفسیرهای تبعیض آمیز از برخی آیات وروایات با روح اسلام سازگاری ندارد. هرمنوتیک متون دینی دلیل تفاوت آرای مفسران وتاثیرپذیری ناخود آگاه آنان را از فرهنگ وعرف جامعه نشان می دهد. ویژگی ای که امروزه نیز عالمان دینی را به چالش با افکار ومطالبات جدید واداشته از طرفی علمای دینی با برداشت های عالمان گذشته از دین روبرو هستند که در آن روزگار با عدالت عرفی مغایرت نداشت وآن تفاسیر پاسخگوی نیازهای آن زمان بود واز طرفی با تغییر شرایط زندگی در این عصرمواجه با امکانات وتوانایی ها ونیازهای جدیدی هستند که مفهوم عدالت را در دایره وسیعتری جستجو می کند لذا شاهدیم که امروزه از سوی عالمان دین به جای ادعای ناتوانی وعدم صلاحیت ذاتی زنان در مشارکت های اجتماعی زنان مانند گذشته بر احساسات وعواطف بیشتر زنان ومهارت های بیشتر آنان در فرزند پروری و وظیفه مادری تاکید می شود درحالیکه اعتراف به داشتن استعدادهای ویژه دلیل بر نفی عقلانیت وتعارض با توانایی های دیگر زنان نخواهد بود وحتی دلیل بر صلاحیت بیشتر زنان برای حضور در اجتماع وتلطیف فضای اجتماعی وصلح وامنیت بیشتر است در حالت عادی جامعه میدان جنگ وخط مقدم جبهه نیست تا زنان از مسئولیت های اجتماعی معاف باشند همانطورکه در زمان فقدان حضور موثر زنان در هر مکانی احساس امنیت برای زنان دیگر کمتر خواهد شد .زن نیز مانند مرد موجودی اجتماعی است وبسیاری از نیازهای او در جامعه تامین می شود نیاز به روابط اجتماعی وکسب درآمد وابراز وجود انسانی حق اوست وخداوند نیز این استعدادها وابزارهای آن را در خلقت او نهاده است وهیچ منع صریحی در متون دینی ما برای مشارکت های اجتماعی زنان وجود ندارد واگر تکلیفی آشکار نیز برای زنان در عصرطلوع دین اسلام نبوده به جهت نبود یا کمبود امکانات لازم وبرای ملاحظه وحمایت بیشتر از زنان آن عصر بوده وهرگز به منظور ایجاد محدودیت ومانع برسر راه زنان توانمند وشایسته وعلاقمند به امور اجتماعی نبوده است. امروزه تفسیر عادلانه از متون دینی گرچه ناممکن نیست ولی این وظیفه عالمان دینی در حوزه های علمیه است که تکلیف حدود احکام فردی واجتماعی ، احکام اولیه وثانویه وحدود پایه های بنیادین ومحتوای اصلی وثابت تفکردینی را از قالب های اجتماعی قابل تغییر آن مشخص نمایند در حوزه مسائل زنان نیز این انتظار است که با صراحت درباره متونی از روایات که احتمال مجعول بودن آنها زیاد است یا با اصول مسلم دین وعقلانیت وعدالت انطباق ندارد موضعگیری وتفاسیر ضد انسانی از زن وتوانایی های او نفی ونقد شود. اگر واقعا هنوز تردیدی در توانایی های انسانی زنان وجود دارد به جای ارجاع واستناد به تاریخ طولانی موفقیت های مردان وعقب ماندگی های زنان در گذشته به متنی صریح وروشن از قران وروایات قطعی درباره لزوم منع زنان صالح از زمامداری اشاره نمایند یا آزمون ها وشاخص هایی مطمئن برای سنجش توانایی ها وارزشهای مختلف برای زنان ومردان امروز طراحی معرفی واجرا شود نه آنکه به شکل گزینشی با نتایج علوم برخورد شود واحتمالاتی که دلالت بر ضعف وناتوانی زنان در چند موضوع جزئی دارد مورد توجه قرار گیرد وبه حوزه های وسیعتر تعمیم داده شود اما واقعیت های آشکاری که با تحقیقات وتایید آماروشاخص های علمی مبتنی برتوانمندی وموفقیت زنان در ابعاد گسترده ومختلف است نادیده گرفته شود بعنوان مثال امروزه باید با شواهد آماری اثبات کرد که اشتغال زنان در مجموع به نفع اقتصاد خانواده وتحکیم روابط زن ومرد وفرزندپروری است یا خانه نشینی اجباری زن توانمنداز جهات گوناگون برای خود زن وخانواده واجتماع سود بیشتری دارد.حکومت ها نباید به عنوان حمایت از خانواده برای همه خانواده ها الگوی یکسانی مانند نقش های سنتی پیشنهاد کنند وبرای کاهش مسئولیت های خود در قبال نیمی از شهروندان جنسیت آنها رابهانه قرار داده واکتفا به نقش مادری را برای همه زنان تجویز نمایند . باید پذیرفت که هرچند مادری نقش مقدسی است ودر اولویت نقشهای دیگر است باید حمایت از مادران به روش اثباتی باشد نه با محدود کردن نقشها ی دیگر آنها واجبار به خانه نشینی . باید این انتخاب به تصمیم خود زنان وحداکثر خانواده آنها باشد نه اینکه چون امکانات کشور وجامعه محدود است دولت نخست خود را در برابر مردان مسئول بداند وبعد در قبال زنان. اگر ملاک حمایت قانونی نیاز انسانها باشد بسا زنان ونیازمندانی که به حمایت بیشترجامعه احتیاج دارند واینکه همیشه مردان بر زنان اولویت دارند چون مسئولیت اقتصادی بیشتری دارند عمومیت نداشته و سخن درستی نیست چون هنوز هم در شرایط مساوی وبدون دخالت قانون، مردان نسبت به زنان شانس بیشتری در جذب امتیازات گوناگون جامعه دارند برابری زنان ومردان در برخورداری کلی تنها شعاری غیر واقعی است که در توجیه تقسیم ناعادلانه ثروت در جامعه به نفع مردان از سوی اسلامگرایان سنتی همواره مطرح می شود در حالیکه اکثر زنان جامعه اسلامی مالک دارایی قابل ملاحظه ای نیستند و اغلب از حقوق ناچیزخود مانند ارث ومهریه نیز برای جلوگیری از تنش های خانوادگی ونه از روی تمایل قلبی وعدم نیازصرفنظر می کنند. حکومت نباید نگران آزادی مردم وخسارت های ناشی از انتخاب آنها باشد اگر مردان به واقع به دلیل جنسیت خود در امور اجتماعی توانمندتر اززنان باشند مردم با آزادی وعقلانیت خود مصالح اجتماعی خویش را تشخیص داده وافراد با صلاحیت یعنی مردان را برمی گزینند ومسئولیت هر انتخابی نیز با خود آنهاست همانطور که امروزه در شوراهای مختلف کاندیدهای مرد از کاندیدهای زن رای بیشتری دارند واین نشان می دهد که رای منتخبین به جنسیت کاندیدهایشان چندان بستگی نداردواینطور نیست که زنان به زنان ومردان به مردان رای دهند.در امور اقتصادی واجتماعی نیز باید نظام عرضه وتقاضا حاکم باشد واگر در اموری شایستگی زنان بیش از مردان بود، بدون محدودیت ومانع قانونی قادر به رقابت اجتماعی وانجام مسئولیت های محوله باشند. این نظریه که باید زنان ومردان برای نقش های خاص جنسیتی با تربیت جداگانه پرورش یابند نیز اصلا ریشه دینی ندارد به خصوص با محدود کردن نقش زنان به نقش های خانگی.همانطور که زنان برجسته ای چون حضرت مریم وآسیه در قران که الگوی زنان ومردان عالمند زنانی معمولی و سنتی نبوده اند وزنانی چون حضرت فاطمه ومادر گرامیش حضرت خدیجه وحضرت زینب ودیگر زنان نامدار صدر اسلام زنان سنتی نبودند که تنها یک روزه وبدون زمینه قبلی ، بدون آموزش وبدون آگاهی های اجتماعی بتوانند چنان تاثیرات اجتماعی عمیقی برتاریخ اسلام داشته باشند. اولویت نقش مادری برای زنان به نقش های دیگر به معنی حذف نقش های اجتماعی دیگر آنها نیست بعلاوه مادری که آگاهی و توانایی های اجتماعی بیشتری دارد در آموزش وتربیت فرزند نیز موفق تر است همچنین باید توجه داشت اهمیت نقش پدر در خانواده نیز باید از نقش های اجتماعی دیگر او پر رنگتر باشد وهمکاری پدر ومادر در بهبود اقتصاد خانواده وپرورش مشترک فرزندان توسط آن دو موجب استحکام خانواده است نه خانواده ای که حضور پدر در آن به دلیل فشار اقتصادی مضاعف اصلا احساس نمی شود چرا که پدر ومادر هردو در پرورش وتربیت فرزند مسئولند همانطور که در قران زمان از شیر گرفتن فرزند باید با مشورت والدین انجام پذیرد تصمیم گیری درباره مسائل مهمتر از آن بدون مشورت ویک جانبه نمی تواند کاردرستی باشد. نهایتا انتظار جدی جامعه زنان مسلمان ازمتولیان فرهنگی ودینی جامعه وحوزه های علمیه این است که سیاست های بشری که در عقول آنها به صلاح جامعه است مثل اولویت مردان به اشتغال وتحصیل و یا بسنده کردن زنان به کارهای خانگی وچشم پوشی از امتیازات اقتصادی واجتماعی را به ساحت مقدس دین اسلام نسبت ندهند ودین را سپر نفسانیات خود نکنند . نگاه مشترک اندیشه سکولار وجزم اندیشان مذهبی این است که تفسیرهای تبعیض آمیز از دین درباره زنان واقعی وقابل توجیه وغیرقابل تغییر است بینش سنتی از دین در پرسش از چگونگی تحقق عدالت عرفی وعقلانیت وچگونگی رفع نیازهای فردی واجتماعی انسان ونقش اجتهاد پویا در حل مسائل اجتماعی با توجه به مقتضیات زمان به خصوص در حوزه مسائل زنان پاسخ روشن وقانع کننده ای ندارد درحالیکه اصل واساس دین از نظر فایده وحکمت آن برای بشر زیر سئوال رفته جزم اندیشان مذهبی دربند نقش ایوان این سرایند وبا تعصب در حفظ جزئیات احکام ودفاع از ثبات امور حقوقی وپرداختن به حاشیه های کم اهمیت دینداری به عنوان حفظ تمامیت دین سرسختانه اصرار می ورزند درحالیکه از آنها انتظار می رود وقطعا دین پایانی پروردگار این قابلیت را دارد که از دریای عمیق وپهناور اسلام گهرهای بی همتایی کشف نموده وبا شناخت صحیح جامعه وانسانهای امروزی ونیازهای جدیدشان با استفاده از مواد اولیه واصیل ومحوری که دین در اختیار دارد بنیاد اجتماعی مستحکم ودلربایی بوجود آورند که نه تنهاپناه دین ودینداران بوده بلکه بخاطردرخشش اوج ارزشهای اخلاقی وانسانی جهانیان را حیرتزده سازد.انتظار بجایی است که بخواهیم دین در شکل دهی تمدن انسانی با جوهر درونی خود پیشتاز باشد ونه پیرو مردد و کوته گامی مجبور به همراهی با قافله تمدن .انتظار بجایی است که با پیراستن زوائد بشری هزارساله از سیمای دین دوباره چهره واقعی دین طلوع نماید تا انوار درخشش آن همه عالم را فتح کند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 1:8 توسط Esamat HME |
|
|
نواندیشان اسلامی چه می گویند؟ در میانه جریانات فکری تجددگرایان واصولگرایان طیف جدیدی بنام نواندیشان اسلامی وجود دارند که نسبت به هر دوجناح قبلی دارای انتقادات جدی هستند ولی صرف انتقاد دایره تفکرات ومبانی نظری یک جریان فکری را روشن نمی کند ونواندیشان اسلامی نیز ناچارند مبانی نظری روشنی را مطرح نموده ونسبت به سئوالات مختلف دیدگاه خود را بیان نمایند.این گروه معتقدند دین یک محتوایی ثابت دارد ویک ظرفی متناسب با زمان در حال تغییر ودارای قابلیت انعطاف . بی شک اصول ثابت دین هم از نظر ارزش وهم اولویت بر انشعابات بعدی آن ومحتوا بر ظرف برتری دارد. برخی دین را کلی غیر قابل تجزیه دانسته اند که امکان برخورد گزینشی با آن وجود ندارد واین کار به کلیت واساس دین لطمه می زند . نواندیش دینی نیز محتوای دین را سیالی بدون قالب تصور نمی کند ودین را در قالب جدید وامروزی خود در عصر کنونی فابل دفاع می داند واساسا اجتهادی که از عالمان دینی درهرزمان انتظار می رود به این معنی است که آنها تنها ناقلان اخبار ومترجمان متنی کهن نیستند واگر اینگونه بود با ورود به دنیای جدید وامکان ضبط دقیق اخبار وتفاسیر گذشتگان به مدد تکنولوژی ، وظیفه ای برای علما باقی نمی ماند وباب اجتهاد را باید از این پس بسته تلقی نمود. اینکه باید گوش سپرد وپیام دین را از مجرای تاریخی واهل فن دریافت کرد سخنی پسندیده ومنطقی است اینکه نباید از دین توقع داشت مطابق میل عامه خود را بازسازی وعرضه نماید یا نباید انتظارات خود را به دین نسبت داد نیز حرف بجایی است ولی ما باور نداریم که در گذشته قطعا این اتفاق برای دین ودینداران رخ نداده باشد گذشته از این ما معتقدیم نسل امروز نیز مخاطبان آخرین وحی بوده اند وپیام ها ونا گفته ها و رازهایی ویژه این عصر همچنان در متن دریای دین نهفته است که در گذشته ظرفیت بشر برای ادراک وعمل به آن کافی نبوده است انسان امروزی حق دارد پاسخ سئوالات جدید وراه حل مشکلات ورفع نیازهای امروز خود را از عالمان اجتماعی مطالبه کند واگر علمای دینی این صلاحیت را در خود می بینند وادعا دارند که نه تنها راهنمای سعادت فردی انسانها هستند بلکه می توانند نظام اجتماعی را بر اساس مبانی دینی رهبری نمایند- باید پاسخگوی همه این نیازها باشند اگر نتایج عمل آنها برای عموم نا مطلوب و در ذائقه عقلا نیز عملکرد دینی طعم عدالت نداشته باشد باید در جستجوی علت این ضعف وخسارت در برنامه یا برنامه ریزان بود. نو اندیشان گرچه معتقدند در اصل متون دینی خللی نیست اما آن سرچشمه زلال در مسیر شوره زارهاوموانع بسیار تاریخی گذر کرده واز بد فهمی وقصور وتنوع آرای عالمان به تفسیری نقدپذیر بدل گشته وتصفیه مجدد آن منابع نیز با رجوع به ترازوی عقل جمعی وشاخص های اصولی ومحوری دین امکانپذیر است والبته این انتظار از دانشمندان حوزه دینی است که خود موسس مکاتب اجتماعی باشند یا تحولات علمی در برخی حوزه های علوم انسانی را به رسمیت بشناسند وکلانسبت به توانایی ها ونیازهای جدید بشر موضع دین را مشخص نمایند از جمله حقوق زنان در عصرجدید واثبات توانایی های عقلی و تاثیرات اجتماعی آنها که قبلا یا وجود نداشت یا قابل اثبات نبود. تمدن بشری وتحولات اجتماعی چون قطاری پرسرعت است که مسلمانان نیز خواه ناخواه مسافر این قطار ومربوط به این تحولات اجتماعی می باشند اما برای به دست گرفتن رهبری این قطار توانایی همه جانبه وبرنامه ریزی منسجم وتلاشی دو چندان از سوی متفکران اسلامی مورد نیاز است راهی که امام خمینی به تنهایی آن راه را گشود وهنوز هم جهانیان از شکوه آن موج برخواسته در حیرت وچشم به راه ادامه آن جریانند- با این وجود این نکته نیز پنهان نیست که پدیده امام خمینی یا برخی شاگردان ویژه او چون شهید مطهری وشهید بهشتی نتیجه طبیعی فرایند رایج در حوزه ها نبودند امام خمینی گر چه بنیانگذار تحولات اجتماعی نوینی در ایران وسراسر جهان است لیکن از حوزه های علمیه که انتظار می رفت صادر کننده ارزشهای دینی در قالب تحولات اجتماعی باشند در این بستر مساعد نیز تحرک وتولید چندانی حاصل نشدواقبال به آرای شهید مطهری که نواندیشی وتفاوت او باهم لباسان سنتی اومعروف است نیز در اثر حمایت استاد پرنفوذش حاصل شد ولی راه او بعد ازشهادتش متوقف شد وهرگز ادامه نیافت یا در هیاهوی اکثریت جزم اندیش، اقلیتی چون او اگر هستند گمنام مانده اند . همه جهانیان چشم انتظارند که درخشش میوه های حکومت اسلامی را در همه ابعاد آن ببینند وهمه دشمنان نیز مترصد تا از مویی اشتباه دستاویزی برای تبلیغ جامعه سکولارساخته وناکارآمدی دینداران را به رخ دنیا بکشند وهمه دستاوردهای انقلاب اسلامی را زیر سئوال ببرند وحال آنکه در عرصه حقوق زنان شاهد عملکردی شایسته نظام اسلامی نیستیم به نظر می رسد اگر حضرت زهرا ،حضرت زینب ،حضرت معصومه و... نیز در این نظام حضور وظهور داشته باشند باید به دعوت متدینان متحجر انزوا وخانه نشینی را بر کارهای سیاسی ترجیح دهند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 16:2 توسط Esamat HME |
|
|
موج سواری ( 2) مطالبات زنان مسلمان ایرانی را نباید برخاسته از جریانات فمنیستی در غرب دانست هر چند شباهتها یی وجود دارد وتاثیرات جهانی جنبش فمنیستی قابل انکار نیست ولی هر مطالبه سیاسی زنان لزوما با تحریکات فمنیستی وفرهنگ غرب مربوط نیست فمنیسم یک جنبش زنانه در بستر فرهنگ لیبرالی غربی وفرزند همان تفکر با تاریخچه خاص خود است وبه دلیل تضاد فرهنگی وابهام در مبانی نظری وگستردگی انواع وتعارض اهداف شاخه های منشعب ازآن در کل جامعه مسلمانان ودر میان زنان مسلمان نیز جایگاهی ندارد زنان مسلمان ایرانی تبعیض های ناشی از بد فهمی از دین را به بی هویتی ونزاع حاصل از مکاتب مادی ترجیح می دهند ومعتقدند این مکاتب نیزدر ایجاد برابری واقعی وبهبود منزلت زنان توفیقی نداشته اند وارمغان آنها برای زنان بردگی بیشتر وسوء استفاده از جنسیت ونیروی زنان در جهت منافع نظام سرمایه داری بوده وعلیرغم ایجاد اشتغال ودرآمد وحتی استقلال اقتصادی به دلیل نیاز به هزینه بیشترواز دست دادن حمایت های خانوادگی رفاه بیشتری برای زنان بدنبال نداشته است. با این وجود زنان مسلمان درچارچوب اعتقادات دینی وبا تاکید بر اینکه در اسلام عدالت عرفی وعقلی تبعیض های گسترده درباره زنان را برنمی تابد خواسته های حقوقی وانتظارات اجتماعی خود را مستقلا مطرح نموده ومطالبات خود را جدا پیگیری می نمایند شفافیت مرزهای سیاسی ومطالبات اجتماعی در توفیق سریعتر زنان موثر بوده وهم فایده دیگرآن این است که با پیروزی نهضت زنان، برای حفظ دستاوردها وادامه راه تکلیف رهبران روشن است وواقعه بعد از مشروطه وسهم خواهی گروههای اقلیت در اوایل انقلاب تکرار نخواهد شد اینکه جماعت کثیری از مسلمانان هربار به میدان آمده وهزینه مبارزه را بپردازند ولی نهایتا یک اقلیت بدون پشتوانه مردمی ولی با برنامه وحمایت خارجی دستاورد همه را به نفع خود درو کنند. نارضایتی اکثریت زنان جامعه ما بویژه نسل جوان وتحصیل کرده از تبعیض های اجتماعی که در توزیع قدرت ،ثروت وامکانات جامعه وجود درارد امر بدیهی است وروز به روز بیشتر خواهد شد درحالیکه این قشر عظیم جامعه هرگز تمایلات ضد دینی وملی ندارند واز طرفی خلا احزاب قوی ویا عدم حساسیت کافی احزاب مسلمان نسبت به خواسته های زنان سازمان های فمنیستی رابرآن می دارد که در جذب ویارگیری معترضان پیشدستی نموده واعتراصات داخلی را که بار سیاسی دارد بار ایدئولوژیکی ومکتبی دهند واز وضعیت موجود سوء استفاده نموده بر روی دریای خواسته های زنان موج سواری کنند.از طرف دیگر سیاستگزاران کنونی که از خوشنامی دین وانقلاب منافع خود را تثبیت کرده اند کوشش می کنند عمده زنان مسلمان را با استناد به روایات مجعول خانه نشین ومنزوی نموده وجوانان را به نا پختگی وتحصیل کرده ها را به غربزدگی متهم نمایند ومردان را از عاقبت موفقیت جنبش های زنانه واحتمال انتقام گیری از مردان ودینداران را از هجوم بی دینی وسکولاریسم ترسانده وهمه را به زن ستیزی وادار نمایند ونهایتا با قلاب فرهنگ مردسالاری از آب گل آلود دین وسیاست ماهی قدرت ومقصود خود را صید نمایند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:44 توسط Esamat HME |
|
|
موج سواری ازجنبش زنان وقتی یک جنبش اجتماعی اعلام وجود می کند با بیان اهداف خود افراد وگروههای مختلف را به پیوستن وحمایت از خود ترغیب ومخالفان را نیز به موضع گیری وادار می کند در این مرحله به نظر می رسد جنبش با جریانات مختلفی همسوست . اما روشنفکران ، حامیان ومنتقدان اصلی جنبش بر اساس بنیان های نظری وبنیادهای فکری آن جریان برای استمرار یا اضمحلال آن گام بر می دارند وخیلی خود را با جزئیات مطالبات ورنگ ولعاب زشت وزیبای آن مشغول نمی کنند . جنبش فمنیستی یک ویژگی خاصی دارد وبا اینکه از حمایت مکتب خاصی برخوردار نبوده وحتی بنیان های نظری مستقلی ندارد به دلیل شعار آزادی ، آرمانهای برابری وتوجه به قشر عظیم مستضعفان به سرعت در اقصای جهان نفوذ کرده وحامیان بی شماری از همه مکاتب وملیت ها ونژادها به دست آورده است . در خلا معنویت ودر جستجوی محورهای اخلاقی وعاطفی دردنیای مادی امروز و خستگی از اندیشه های اصالت لذت واصالت فردی - فمنیسم با مطرح کردن نیاز جامعه به حضور ودخالت عواطف مادری در عرصه های وسیع اجتماعی هنوز هم می تواند برای جهانیان وحتی دینداران جذابیت داشته باشد برخلاف آنها که فکر می کنند فمنیسم بعنوان بازوی قدرتمند لیبرالیسم غربی در جهانگشایی ویکه تازی غربیان به فتح سنگرهای فرهنگی وفروپاشی موانع سر راه آنها کمک کرده در نگاهی دیگر این جریان پدیده مبارکی برای صلح بویژه مانعی بر سر راه جنگ افروزان جهانی خواهدبود و خواهری جهانی مقدمه ای برای ایجاد برادری جهانی است ومی تواند نویدی برای شایسته سالاری واقعی وزمینه فتح و پیروزی مستضعفین وصالحان بر مستکبران عالم باشد البته نداشتن مرزهای ایدئولوژیک مشکل دیگری ایجاد می کند واینکه به راحتی همه جنبش واهداف انسانی آن با پیوستن گروههای رادیکال وافراطی و طرفداران آزادی بی قیدوشرط و بی بند وباری به آن - تمام جنبش زیر سئوال می رود وبرای مخالفان نیز بهانه خوبی برای سرکوب بقیه فراهم می شود همانطور که این موضوع در تاریخ جنبش فمنیستی هم سابقه دارد اما به نظر ما زنان مسلمان- گرچه خواسته های اجتماعی زنان در سراسر دنیا شباهت های زیادی با هم دارند ولی مطالبات زنان مسلمان در زیر چتر فمنیستها قرار ندارد. ما معتقدیم علیرغم انسانی دانستن اهداف گروههای فمنیستی واشتراک نظربا آنها در موارد بسیار، برحفظ تفاوتهای فرهنگی خود بویژه پاسداری از ارزشهای دینی که محکمترین پشتوانه عاطفی وفرهنگی ما در رسیدن به برابری واقعی است- تاکید داریم ومداخلات بین المللی در تحمیل ارزشهای واحد یک فرهنگ خاص برکشورهای دیگر جهان را نیزمردود می دانیم . بی عدالتی های اجتماعی ونگاه تبعیض آمیز ناشی از فرهنگ مردسالاری در آموزه های دینی اصیل ما وسنت وزندگی رهبران اسلامی جایگاهی ندارد واندک تفاوتهای حقوقی با تفسیرهای دقیق ویا حقوق موضوعه مناسب در جهت عدالت عرفی به موازات قوانین ثابت قابل جبران است چتر حمایتی اسلام برای حقوق بشر آنچنان گسترده است که زنان مسلمان هیچ وقت رضایت نمی دهند آن را با چتر کوچک وسوراخ سوراخ برابری فمنیستی عوض کنند ولی امروزه جمود وجزمیت ، کوتاهی یا کم کاری حاکم بر حوزه های علمیه وکم توجهی به نیازهای زنان ومحدودیت های اجتماعی در ابعاد مختلف ووجود سقف های شیشه ای در مسیر ارتقای مدیریتی زنان به بهانه شایسته سالاری وبرچسب های فمنیستی،اتهام سکولاراندیشی و توهم توطئه دیکته شده از مجامع مشکوک جهانی برای حذف جریانات رقیب اصلاح طلب وخاموشی مطالبات بیشتر زنان مسلمان به کارگرفته می شود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:53 توسط Esamat HME |
|
|
ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم الائمه ونجعلهم الوارثین 5- قصص بیشترین گروه مستضعفین روی زمین در طول تاریخ را زنان تشکیل داد ه اند این آیه نه بشارت به مردان است نه فقط به زنان. نه به هیچ نژاد وپیروان هیچ دینی .آری صالحان دانایان وعاطفه ورزان به بشریت آنها که برای ایمان آوردن به پیامبران قومیت وجنسیت آنها را بهانه قرار نداد ه اند افراد در حاشیه مانده مستضعفین چه زن وچه مرد مخاطبان این آیه وکلام پروردگار ند. اما زنان مانند همه انسانها مخاطب این آیه شریف نیز هستند: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم 11 رعد قرار نیست که از غیب وبا کمک فرشتگان سرنوشت قومی تغییر یابد زنان مسلمان در انقلاب جهانی مستضعفین روی زمین باید پرچمدار انسانیت معنویت وعدالت بوده ونقش اجتماعی خود را در اصلاح فرهنگی جامعه ورفع تبعیض های ناروا- با الگو قرار دادن زنان نمونه ای چون آسیه مریم خدیجه فاطمه زینب و... که همه از زنان برجسته ومطرح اجتماع بودند نه مادران منزوی وخانه نشین- فعالانه ایفا کنند آنچه باعث فساد جامعه شده است حضور ومشارکت اجتماعی بیشتر زنان نیست بلکه ناشی از سکوت وانزوای زنان ومردان صالح است و اگر می بینیم مردان قادر به برقراری صلح وعدالت وآرامش برای جامعه نیستند باید حضور اجتماعی وسیاسی آنها را محدود نمود تا از نا امنی ها وخشونت ها ونیرنگها کاسته شود باید به زنان نیز فرصت وقدرت داد تا کاری که مردان از عهده اش برنمی آیند شاید از زنان بهتر ساخته باشد مگر در قران ملکه سبا با تسلیم دربرابر منطق حضرت سلیمان واجتناب از جنگ وخونریزی نمونه ای از زمامداری موفق زنان فرزانه نیست . چنین مستضعفین طول تاریخ ستم را برکنند از شاخ و از بیخ که قران مژده داده نوبت ماست به کوشش می شود آن وعده ها راست زنان چو ن متحد گردند وهمراه به پایان می رسد تبعیض آنگاه نه از سنت میسر سخت گیری نه تنها چاره از دین دست گیری عدالت نیست تحریف معانی که تبعیض و ستم را عدل دانی کجا حذف زنان شایسته باشد مکان زن محیط بسته باشد محیط اجتماع از ان کس نیست چو تکلیف است بر ما هیچ بس نیست نه آسیه نه مریم یا خدیجه نه از زهرا و زینب شد نتیجه که زن از عرصه های اجتماعی شود محروم یا منعش نمایی چنین بی نظمی وسستی زمردان کجا تایید گردد با خرد آن مگر با عاطفه آباد گردد جهان از هر ستم آزاد گردد به لطف مادری دنیاست تشنه نه بمب وموشک وشمشیر و دشنه زنان قربانیان جنگ هایند برای صلح باید پیش آیند بسا هستی که مردان نیست کردند جفا ها برمحیط زیست کردند به دین ومعنویت صد جفا رفت ز کانون محبت هم وفا رفت ستم بر زن ستم بر خانواده چنین آتش به هر جایی فتاده حقوق زن حقوق مرد هم هست چوزن او زخمی ازاین دردهم هست به تقوا می شود انسان گرامی نه به سرمایه و زور نظامی خدایا مرد وزن با هر نژادی ملاک برتری تقوا نهادی... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 13:16 توسط Esamat HME |
|
|
یک عادت بد ما عادت کرده ایم چیزهای خوب خودمان را که دوباره به ما می دهند رد کنیم شاید مسموم شده باشد شاید نظر سوئی در میان باشد . آزادی ،عقلانیت ،عدالت، حقوق برابر، قانونمندی ،علم وتفکر ...منابع اسلامی ما مملو از ارزشهای انسانی فوق است بسیاری از این ارزشها بر تکالیف دینی ما نیزبرتری دارندچون برخی اصول اولیه مقدم بر مبانی دیگرند به طوریکه تاثیرات اجتماعی گسترده یا نقش اساسی در نظام شخصیتی انسان ایفا می کند.در عوض برخی احکام فردی سودمندیش محدودتر است. نقد مهمی که بر ایدئولوژی لیبرالیسم غربی مطرح است اینکه برای مطرح کردن ارزشهای ثابت انسانی مبانی نظری محکمی وجود ندارد بعنوان مثال اگر عدالت را به تفسیر اکثریت وتمایلات آنها واگذار کنیم واکثریت زورمند برای افزایش منافع خود به حذف اقلیت ضعیف رای دهند آن رای عادلانه محسوب می شودودایره اخلاق را نیز اکثریت بر حسب منافع خود می توانند تعریف کنند –با این وجود اعلامیه حقوق بشر با ظاهری زیبا ولی پیکری نحیف از دل این ایدئولوژی مادی سر بر آورده درحالیکه می توانست از دل فرهنگ اسلامی با قوت وکمال بیشتری متولد شود واز جهانیان دلربایی کند حالا که ما مسلمانان قدرت استخراج ارزشهای معنوی را ازدریای بیکران متون دینی خود ویا اجازه مطرح کردن آنها را نداشتیم نباید تمدن غرب را به خاطرتوانایی استخراج وادعای مالکیت نظریه های سودمند اجتماعی ازهیچستانشان محکوم نماییم یا ارزشهای گرانبهای خودمان را که در بسته بندی غربی با مارک خارجی به ما عرضه می شود پست بشماریم.درعوض تاکید کنیم بر نکات مبهمی در تفسیرهای قشری از ظواهر دین واصول اولیه دین را فدای چارچوب ساختگی از فهم ناقص جمعی نماییم که خود را عقل کل می دانند. لیبرالیسم وفمنیسم تمدن غرب را متحول نموده وجهان را به عدالت وانسانیت نزدیکتر نموده در حالیکه اگر فرهنگ اسلامی اجازه زایایی وپویایی داشت فرزندانی بهتر از آنها داشت حالا تحمل این فرزند خوانده ها برای جامعه اسلامی دشوار است ولی چاره ای هم نیست ارزشهای انسانی با هر نامی که باشند برای دنیا جذابیت دارند واگر علمای اسلامی دین را تهی از این ارزشها معرفی نمایند یا مارک غربی به این دستاوردهای تمدن بشری بزنند تنها دین را لاغروبیمارومنزوی کرده اند البته امکان سوء استفاده قدرتها دلیل منطقی برای نفی کلی این پدیده ها ی فکری واجتماعی نیست وهر جامعه ای می تواند در بستر فرهنگ بومی خود از تحولات جهانی وابزارهای مدرن ومناسب برای پیشرفت وتوسعه آنگونه که شایسته است بهره گیرد لذا جای شگفتی است که لیبرالیسم اسلامی در جامعه تحقق یابد ولی فمینیسم اسلامی را بدنبال نداشته باشد یا در برابرآن به این شدت مقاومت شود.به هرحال در اسلام اگر تفاوتی میان زنان ومردان وجود دارد در جنسیت آنهاست ونه در انسانیت . لذا در وسعت مشترکات انسانی حقوق برابر ودر دایره تفاوت های جنسیتی انتظار حمایت از جنس ضعیفتر و تخصیص حقوق بیشتر درزمینه های مورد نیاز وجود دارد نه محدودیت ومحرومیت بیشتر. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 9:40 توسط Esamat HME |
|
|
الگوی تناسب محور – تناسب همه با هیچ |